روی سکو کنار ساحل اروند نشستم و به هیچی فکر نمی کنم...فقط نگاه میکنم...می خواهم اروند را با همه ی موج هایش با همه ی سکوتش در چشمانم جای دهم...می خواهم چنان نگاهش کنم که هیچ وقت از جلوی چشمانم کنار نرود.
خودم خوب می دانم که این آخرین دیدار ماست...
از صبح آرام ندارم. وقتی سرم را روی ضریح شهدای گمنام می ذارم آرامش تمام وجودم را پر می کند و توجه...
تمام سال به دنبال همین لحظه بودم انگار تمام سال گم گشته ای داشتم و تو آرام جانم شده ای.
باور کن نمی دانستم که چقدر بزرگی...بزرگ تر از تنهایی هایم...
برایت حرف ها زدم ولی حالا که لحظه ی خداحافظی است همه ی حرف هایم روی دلم سنگینی می کند. حرف هایم را قورت می دهم همه ی گفته ها و نگفته هایم را در سکوتم خلاصه میکنم...
بزرگ ترین هدیه برای منی که آرزوم زیارتتون بود فقط دلی پر ار عطر دلتنگی. این دلتنگی با من چه ها که نمی کند.
چشمانم به تابلوی سبز رنگ 600 کیلومتر کربلا خیره می شود...کربلا...
السلام علیک یا ابا عبدالله
شلمچه یعنی بغض
شلمچه من را دلتنگ کربلا می کند
شلمچه ای که شد آرزویم
و بغضی که شد آرام جانم
و طلائیه.....
کمکم کن
تا پایم نلرزد
هدایت کن گلوله های آتشین مرا تا بر سینه دشمنان فرود آیند
هنگامی که صلاح تو در آن بود که جان ناقابل این حقیر تقدیم گردد
مهدی(عج)را بر بالینم فرست که سخت محتاج اهل بیت هستم.
خداوندا درد تیر و ترکش و خمپاره را تحمل خواهم کرد
اما اندوه خمینی را هرگز.
بخشی از وصیت نامه شهید حسن رئوفی فریمانی
امروز آسمون آبی تره
امروز خورشید درخشان تره
امروز آدما مهربون ترن
امروز یه مادر به شوق دیدن نفسش به شوق بوییدن عطر وجودش صبورتر شده و دیگه درد پاهایش را به یاد ندارد
امروز یه مرد هنوزم امید داره که پدر رو ببینه حتی استخوان هایش را...در گوشی به پسرش میگه:پسرم شاید امروز بابات به ارزوش برسه هرچند که کسی نمیدونه این شهید اسمش چیه چند سالشه ولی واسه ی من که بابام رو هیچوقت ندیدم دوست دارم زیر تابوت رفیقش رو بگیرم تا کمی دلم اروم بگیره
امروز آسمون آبی تره
امروز دلم گرفته بود...ولی از یه نوع دیگه...یه نوع خوب و شیرین...خوش حال بودم که هنوزم صورتم غرق اشک میشه...که هنوزم برام مهمه که چقدر پیش خدا عزیزم....و چقدر شرمنده.
بوی طلائیه میداد و بوی خوش انتظار
تلويزيون ما با حجاب به جنگ حجاب رفته است
«در عرصهى فرهنگ، بنده به معناى واقعىِ كلمه، احساس نگرانى مىكنم و حقيقتاً دغدغه دارم. اين دغدغه از آن دغدغههايى است كه آدمى به خاطر آن، گاهى ممكن است نصفِ شب هم از خواب بيدار شود و به درگاه پروردگار تضرّع كند. من چنين دغدغهاى ...
ادامه ی مطلب...
(امام خامنه ای مدظله العالی)
بسم رب الصدیقین
خطاب به فرماندهان و رزمندگان اسلام:
- ما لشگر امام حسینیم، حسین وار هم باید بجنگیم، اگر بخواهیم قبر شش گوشه امام حسین (ع) را در آغوش بگیریم كلامی و دعایی جز این نباید داشته باشیم: «اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی ممات محمد و آل محمد.»
- اگر در پیروزیها خودمان را دخیل بدانیم این حجاب است برای ما، این شاید انكار خداست.
- اگر برای خدا جنگ میكنید احتیاج ندارد به من و دیگری گزارش كنید. گزارش را نگه دارید برای قیامت. اگر كار برای خداست گفتنش برای چه؟
- در مشكلات است كه انسانها آزمایش میشوند. صبر پیشه كنید كه دنیا فانی است و ما معتقد به معاد هستیم.
- هر چه كه میكشیم و هر چه كه بر سرمان میآید از نافرمانی خداست و همه ریشه در عدم رعایت حلال و حرام خدا دارد. 
- مسأله من تنها جنگ است و در همان جا هم مسأله من حل میشود.
- همواره سعیمان این باشد كه خاطره شهدا را در ذهنمان زنده نگه داریم و شهدا را به عنوان یك الگو در نظر داشته باشیم كه شهدا راهشان راه انبیاست و پاسداران واقعی هستند كه در این راه شهید شدند.
- من علاقمندم كه با بیآلایشی تمام، همیشه در میان بسیجیها باشم و به درد دل آنها برسم.
وصیت نامه دوم
استغفرالله، خدایا امان از تاریكی و تنگی و فشار قبر و سوال نكیر و منكر در روز محشر و قیامت، به فریادم برس. خدایا دل شكسته و مضطرم، صاحب پیروزی و موفقیت تو را میدانم و بس. و بر تو توكل دارم. خدایا تا زمان عملیات، فاصله زیادی نیست، خدایا به قول امام خمینی [ره] تو فرمانده كل قوا هستی، خودت رزمندگان را پیروز گردان، شر مدام كافر را از سر مسلمین بكن. خدایا! از مال دنیا چیزی جز بدهكاری و گناه ندارم. خدایا! تو خود توبه مرا قبول كن و از فیض عظمای شهادت نصیب و بهرهمندم ساز و از تو طلب مغفرت و عفو دارم ... میدانم در امر بیت المال امانتدار خوبی نبودم و ممكن است زیادهروی كرده باشم، خلاصه برایم رد مظالم كنید و آمرزش بخواهید.
و السلام
حسین خرازی
۱/۱۰/۱۳۶۵
مسأله امر به معروف و نهىازمنكر، مثل مسأله نمازاست. يادگرفتنى است. بايد برويد ياد بگيريد. مسأله دارد كه كجا و چگونه بايد امر به معروف ونهىاز منكر كرد؟ البته من عرض مىكنم - قبلاً هم گفتهام - در جامعهاسلامى، تكليف عامه مردم، امربه معروف ونهىاز منكر با لسان است؛ با زبان. اگر كار به برخورد بكشد، آن ديگر تكليف مسؤولين است. آنها بايد وارد شوند. اما امر به معروف و نهى از منكر زبانى، مهمتر است. عاملى كه جامعه رااصلاح مىكند، همين نهى از منكر زبانى است. به آن آدم بدكار، به آن آدم خلافكار، به آن آدمى كه اشاعه فحشا مىكند، به آن آدمى كه مىخواهد قبح گناه را از جامعه ببرد، مردم بايد بگويند. دهنفر، صدنفر، هزارنفر!
به گزارش یه خبرنگار ما از لندن، پس از آنکه رسانه رسمی انگلیس و برخی چهره های سیاسی، معترضان را اغتشاشگر و غارتگر نامیدند، ناگهان همه ساکت شده و با حالتی عجیب به هم نگاه کردند که این نگاه ها حاوی این نکته بود: "تو هم به همون چیزی فکر میکنی که من فکر می کنم؟!"
پس از آنکه همه ناظران سیاسی مطمئن شدند دارند به یک چیز فکر می کنند، ترس تمام وجود آنها را فرا گرفته و از کرده خود پشیمان شدند و قول دادند تا در اسرع وقت به دادگاه مراجعه کرده و به اظهارات خود در مورد تهمتهایی که به فرزند یک خانواده محترم زده اند، پاسخ بگویند اما دادگاه اعلام کرد که تا پایان رسیدگی به اتهامهاي کاوه اشتهاردی و مهرداد بذرپاش سرش شلوغ است.
یکی از این ناظران سیاسی که اعتقاد داشت آب که از سر گذشت چه 10 اینچ چه 10 فوت، به خبرنگار ما گفت: ما که دنیایمان خراب شد، بذار لااقل وجدانمان را دریابیم.
این ناظر سیاسی انگلیسی در تشریح این خراب شده گفت: اتفاقات اخیر در لندن نشان می دهد که این حوادث و اتفاقهاي دو سال قبل ایران یک ریشه دارد.
وی با اشاره به صحبتهای محمود احمدی نژاد که سالها قبل گفته بود "وقتی یک نخ را می کشیم از ده جا صدا در می آید"، گفت: سر نخ این دو اتفاق در دست یک نفر است که ظاهراً نخ را محکم گرفته و ول کن نیست و حالا او دارد نخ را می کشد.
* مراسم قرار است ساعت 17 به طور رسمي آغاز شود؛ اما دانشجويان از ساعت 15:30 در خيابان فلسطين و پشت دربها حضور دارند تا وارد حسينه امام خميني(ره) شوند. همچون هميشه تعدادي از دانشجويان هم بدون كارت ورود در خيابان فلسطين حضور دارند به اميد آنكه فرجي شود و كارتي هم در اختيار آنان قرار بگيرد تا در اين مراسم خاطرهانگيز حاضر باشند. بازار فداكاري برخيها همچون هر ساله براي دادن كارتشان به ديگران هم داغ است.
* به جرأت ميتوان گفت آقا از معدود مسئول رده بالاي نظام است كه همواره گوشي شنوا براي شنيدن انتقادات، پيشنهادات و نقطهنظرات همه اقشار و بخصوص دانشجويان دارد. دانشجويان در سالهاي ابتدايي تكيه احمدينژاد بر صندلي رياستجمهوري ديدارهاي منظمي در ماه رمضان هر سال با وي داشتند، اما اين مهم در سالهاي بعدي به تعطيلي كشيده شد. البته برخي مسئولان ديگر هم گويا وقت چنداني براي شنيدن انتقادات ندارند.
اين همان نكتهاي بود كه توسط يكي از نمايندگان اتحاديههاي دانشجويي و در همان ابتداي سخنانش گوشزد شد؛ آنجا كه گفت: "اما جاي تأسف است كه اين سلوك و منش حضرتعالي(ديدارهاي هر ساله با دانشجويان) كه روشنتر از هر پيامي است، توسط بسياري از مسئولان و متوليان امر ديده، شنيده و فهم نميشود و حاضر نيستند در سال تنها چند ساعت را به شنيدن نقطه نظرات دانشجويان اختصاص دهند و لابد مشغله و گرفتاريهاي رؤساي محترم قوا و دستگاههاي ديگر چون صدا وسيما، وزارتخانهها، شوراي عالي انقلاب فرهنگي، سازمان تبليغات اسلامي و غيره از رهبري نظام بيشتر است!!! "(خنده حضار و لبخند رهبر انقلاب)
* دانشجويان پس از ورود به حسينيه امام خميني(ره) به رسم همهساله و در فاصله ورودشان به حسينيه تا زمان آغاز رسمي مراسم و تشريففرمائي آقا به سردادن شعار ميپردازند: "ما اهل كوفه نيستيم، علي تنها بماند "؛ "حسين حسين شعار ماست، شهات افتخار ماست "، "اي پسر فاطمه منتظر تو هستيم "
حاضرين در حسينيه شعري كه از قبل آماده كردهاند را نيز به صورت جمعي تمرين ميكنند تا با ورود رهبر انقلاب به حسينيه بخوانند.
به ادامه ی مطلب بروید
حُسنُ الظَّنِّ باللهِ أن لَا تَرجُوَ إلاَّ اللهَ وَ لَا تَخَافَ إلَّا ذَنبَکَ.
گمان نیکو به خدا داشتن این است که امید به هیچکس جز اونداشته باشی و از هیچ چیز جز گناهت نترسی.
(جهاد با نفس، ح 143)
حمایتهای بیدریغ و همهجانبه دولت آلمان از گروهک تروریستی پژاک که با پناه دادن به عوامل آن در خاک این کشور...
به ادامه ی مطلب بروید.
قصد داشتیم در روز جمعه همراه با یاداوری سنت زیبای انتظار و به مناسبت میلاد امام خامنه ای پیام تبریکی برای ولی امرمون و همه ی بچه های ولایتی که دغدغه ی انتظار دارند اماده کنیم.
دوستان به یاد بیارید دوران جنگ را دورانی که امام خمینی مجبور به نوشیدن جام زهر شد و آقایمان ترور. شاید شما هم مثل من جزء نسل سوم انقلاب باشید و به یاد نداشته باشید روزهای جنگ را. ولی هممون دو سال اخیر رو خوب به یاد داریم ،هشت ماه فتنه که به تعبیرسیدمان ریشه هایش سال های بعد مشخص خواهد شد.فتنه گذشت حداقل موسوی و خاتمی و کروبی و....مهره ی سوخته معرفی شدن.فتنه گذشت. حماسه ی9دی هم با شکوه هرچه تمام تر برگزارشد. هر ساله سالگرد روز بصیرت برگزار خواهد شد.بعد از نماز جمعه تاریخی رهبر قول و قراری گذاشتیم .به هم و به شهدا قول دادیم که تنهاش نذاریم.واسش عمار باشیم سلمان و ابوذر باشیم.ولی چی شد؟ به عهدمون وفا کردیم؟
بچه ها روز22خرداد امسال هنوز هم مچ بند سبز رنگ به مچ نوجوان هامون خودنمایی میکرد. دانشجومون هم که چه عرض کنم !هنوز تو توهم تقلبه! یکی نیست بهشون بگه که عزیزان قضیه اصلا انتخابات و تقلب و 11میلیون اختلاف رای نبود.هنوز دل پری از بسیج داره.ما چه کار کردیم؟
ما برای جوان ایرانی چقدر وقت گذاشتیم؟چقدر بودجه ی مملکت رو صرف اندیشه ی دوستانمون کردیم؟
روز 2خرداد که میشه هنوزم پیام های تبریک و زنده باد خاتمی برای هم حواله میکنند و ما غیر قطع اس ام اس ها کار دیگه ای نمیکنیم .دوستان، امام خامنه ای به پیام های تبریک ما احتیاجی ندارند .به دسته گل های ما هم نیازی ندارند .جمله ی3سال پیش آقا رو به یاد بیاریم:این کارغلط هست این تولد و امثال اینها هیچ جشنی ندارد. من از کسی که برای تولد من جشن میگیرد ،به هیچ وجه تشکر نمیکنم واو را مسئول زیان های این کار هم میشناسم
اقا از ما میخوان که نگران رفقامون باشیم و مشق بصیرت بنویسیم
اجازه نخواهیم داد به امام خامنه ای هم جام زهر بخورانند
امیرالمومنین علی علیه السلام:
اگر خدا را دوست دارید، دوستی دنیا را از دل هایتان بیرون کنید.
میزان الحکمه ح ۳۷۴۷
ولادت با سعادت مولای متقیان علی(علیه السلام) بر تمام پیروان حقیقی اش مبارک و فرخنده باد
با دلی آرام و قلبی مطمئن
غزل خال لب امام رو هممون خوب به یاد داریم.این ایامی که یاد آن معمار کبیر انقلاب اسلامیمون رو بیشتر حس میکنیم جا داشت پاسخ رهبر عزیزمان به غزل عرفانی امام رو به یاد ها بیاریم:
تو که خود خال لبی از چه گرفتار شدی
تو طبیب همه ای از چه تو بیمار شدی
تو که فارق شده بودی ز همه کان و مکان
دار منصور بریدی همه تن دار شدی
عشق معشوق و غم دوست بزد بر تو تو شرر
ای که در قول و عمل شهره ی بازار شدی
مسجد و مدرسه را روح و روان بخشیدی
وه که بر مسجدیان نقطه ی پرگار شدی
خرقه ی پیر خراباتی ما سیره ی توست
امت از گفته ی دربار تو هشیار شدی
واعظ شهر همه عمر بزد لا منی
دم عیسی مسیح از تو پدیدار شدی
یادی از ما بنما ای شده آسوده زغم
ببریدی زهمه خلق و به حق یار شدی
تقدیم به همه دوستانی که در گمنامی جویای نامند
۱۵خرداد سالگرد آغاز ولایت حضرت امام خامنه ای رو گرامی میداریم.
سلام دوست عزیزومحترممون![]()
ما جمعی از بچه های اهواز
آمدن توی این فضا رو خوش آمد وتبریک میگیم.حالا چرا تبریک؟خب توضیح دادنش یخورده سخته.ازکجا شروع کنیم؟
خوب به این تاریخ ها دقت کن:هفته ی اول مهرماه سوم خرداد و… . این روزا بوی جنگ رو میدن.نه قصد خاطره گویی ویا تحلیل و بررسی جنگ رو نداریم.
می خوایم به این کلمه یه خرده بیشتر دقت کنی…جنگ…تو رو یاد چی میندازه:صدای خمپاره‘ژسه‘آرپی جی آژیرقرمز…(یاد باد آن روزگاران یاد باد)
حالا بیشتر دقت کن جنگ یعنی چی:یعنی یکی سرش رو انداخته پایین مثل…(بلانسبت…)وارد خونت شد‘حالا تو مجبوری از روی غیرتت‘دینت شرفت و…ازخودت دفاع کنی و تو و اهل خونه ات خوب میدونید چه خبره اولش شوکه میشید ولی بعد از چند دقیقه یا ساعت و یا روزبلاخره هوشیار میشید که ای…چی میخوای؟پاشو جولوپلاستوجمع کن این خونه صاحب داره.آخرش حواستون جمع میشه یانه‘آخرش بیدار میشید و یه فکری میکنید.اون متجاوز اولش بی صدا میاد ولی بلاخره یه جایی صدای زوزه ی خمپاره اش رو میشنوید.
فکرکنم تا تهش رو گرفتید چی میخوایم بگیم!![]()
جنگ خاکریزها که چند سال پیش تموم شد و هرچی از اون روزا بگیم بازم کم لطفی کردیم.ولی دفاع مقدس نه همچنان ادامه داره.
ماهمچنان باید دفاع کنیم.پدرای ما رفتن جنگیدن‘اجرشون با ثارالله(ع).حالا کار ما و شما خیلی سخت ترشده چون تاکتیک جنگ عوض شده دیگه خبری ازتوپ و تانک و مسلسل نیست.دیگه خبری از مجروح های جسمی نیست.الآن صحبت جنگ مجازی و جنگ اطلاعات و… .
الآن دوروبرمون پره از مجروح های روحی که فکرشون مسمومه که دنیاشون رو فکرشون رو حرفاشون رو بهشون تزریق کردن طوری که خودشون هم خبرندارن چقدربادلاشون فرق دارن.
جمعه ی نوزدهم همین ماه(فروردین)بود به اتفاق دوستان طلبیده شدیم طلائیه و هویزه.رفتیم و یه تکون حسابی به دلامون دادیم.رفتیم و حسابی جو خیلی باحال اونجا گرفتمون.
این یکی رو میخوایم دادبزنیم بگیم چون خیلی خیلی مهمه!چه نشسته ای دارن زنده زنده رفقامون رو قتل عام میکنن به اسم تجدد و مدرنیته و… .با دست روی دست گذاشتن که نمیتونی ادعا کنی که آره ما پاسدارخونتون هستیم.حالا گرفتی چرا اول بسم الله بهت تبریک میگیم واسه ی اینکه تو یه قدم از همدردان جلوتری که حداقل به فکراین جنگ به تمام معنا هستی.بچه ها ازهمین حالا یه یاعلی باشور باهم بگیم که خیلی کارا داریم.به امید روزی که همه رفقا دلاشون تکون بخوره.
یاعلی ![]()

· ده سال هر کاری کردیم، یک رسانهی غربی پیدا شود که بگوید «امام خمینی»، نشد! همه میگفتند «آیتالله خمینی».
·سال 59 به یکی از اساتید یهودی آلمان گفتم «استاد! چرا رسانههای شما نمیگویند امام خمینی؟». خندهای کرد و گفت «آخر ما بعضی چیزها را متوجه شدیم!». کیفاش را باز کرد و یک کتاب درآورد. ترجمهی آلمانی کتاب «ولایت فقیه» امام بود. گفت «آقای خمینی یک تئوری جهانی دارد. وقتی ما بگوییم "امام"، ایشان بین کشورهای دنیا شاخص میشود. چون کلمهی "امام" قابل ترجمه نیست. ولی وقتی بگوییم "رهبر"، این کلمه در فرهنگ غرب بار منفی دارد. دیگر ما ایشان را کنار استالین و موسیلینی و هیتلر قرار میدهیم. کلمهی "رهبر" به نفع ما و کلمهی "امام" به نفع آقای خمینی است. از طرف دیگر اگر ایشان یک جایگاه دینی دارد، ما به ایشان میگوییم "آیتالله"، اما "امام" یک بار معنوی دارد! از طرفی ایشان آن طور میشود امام امت اسلامی که مسلمانهای دنیا را دور خودش جمع بکند!». با این صراحت این را به من گفت.
· یک رسانهی غربی یا شرقی را پیدا نمیکنید که گفته باشد «امام خمینی». آن موقع ما امتحان کردیم رسانههای غربی آیا میپذیرند ما یک آگهی بدهیم به نام «امام خمینی»؟ میخواستیم 60،000 مارک بدهیم که یک آگهی چاپ کنند، قبول نکردند!
· شهریور 58 که در مجلس خبرگان قانون اساسی شهید بهشتی کلمهی امامت را در قانون اساسی گذاشت، ریاست آن مجلس با آقای منتظری بود. امام خمینی گفت شما نمیتوانی مجلس را اداره کنی، برو کنار، آقای بهشتی اداره کند. وقتی شهید بهشتی آمد اصل پنجم را مطرح کند که ولی فقیه نائب امام زمان و امام امت اسلامی است، کشور ریخت به هم. بازرگان اعلام استعفای دستهجمعی دولت را کرد. امیرانتظام اعلام کرد که مجلس خبرگان قانون اساسی باید منحل شود. سر یک کلمه کشور ریخت به هم!
· امامتمحوری، امّتگرایی، عدالتگستری، و دوقطبی مستکبرین-مستضعفین اساس تئوری امام خمینی بود.
· امام خمینی از دنیا رفتند. آقای هاشمی رفسنجانی آمدند پنج روز بعد از رحلت امام خمینی در دومین خطبهی اولین نمازجمعهی بعد از رحلت امام، راجع به ولایت فقیه دو جمله گفتند. یک : «ما نمیخواهیم بعد از رحلت امام خمینی به جانشی ایشان "امام" بگوییم». این همه دعوا داشتیم با شرق و غرب؛ امام حاضر شد شهید بهشتی را قربانی کند برای این کلمه؛ قانون اساسی پنج بار روی امامت ولی فقیه تأکید کرده، امام این را از سال 48 مطرح کرده، شما میگویی نمیخواهیم؟ به اسم اعزاز امام خمینی گفتند به جانشیناش نمیگوییم امام! انگار یکی به شما بگوید من چون خیلی شما را دوست دارم، افکار شما را میخواهم با شما دفن کنم! جملهی دومشان این بود : «خبرگان مرجع تعیین نکرده است». یعنی جانشین امام خمینی نه مرجع است و نه امام.
·وقتی ایشان جای «امام» گذاشت «رهبر»، «امّت» شد «ملّت». یعنی عملاً سیستم ملت-رهبر انگلیسیها را پذیرفتیم و سیستم امت-امامت امام خمینی را کنار گذاشتیم. وقتی «امّت» شد «ملّت»، عناصر امّت یعنی «خواهران و برادران قرآنی» -که وظایفی مثل امر به معروف و نهی از منکر نسبت به هم دارند-، تبدیل شدند به عناصر ملت یعنی «شهروند» و « هموطن».
· اما کلمهی سوم یعنی «عدالت»؛ مقدسترین کلمهای که آقای هاشمی در دوران ریاستجمهوریشان ابداع و به تحمیل کردند به نظام اسلامی، کلمهی «توسعه» بود. فرق عدالت و توسعه این بود که «عدالت» را خدا و پیغمبر (ص) و علی مرتضی (ع) تعریف میکنند، اما «توسعه» را صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی و صهیونیستهای عالَم.
· در عرصهی بینالملل هم دو کلیدواژهی قرآنی «مستکبرین» و «مستضعفین» را ایشان اصلاح کردند و گفتند «مستکبرین» فحش و توهینآمیز است! به جایش بگوییم «قدرتهای جهانی»! خب وقتی گفتی «مستکبرین» باید با آنها «مبارزه» کنی، اما وقتی گفتی «قدرتهای جهانی» باید با آنها «تعامل» کنی. «مستضعفین» را هم کردند «قشر آسیبپذیر»؛ یعنی آدمهای بیعرضهای که خودشان پذیرای آسیباند!
· پنج کلیدواژهی قرآنی امام خمینی که اساس گفتمان نهضت اسلامی بود، توسط ایشان تغییر پیدا کرد به همان کلیدواژههایی که دشمنان میخواستند.
·تا موقعی که کلیدواژههای قرآنی امام خمینی –که رأس آنها امام بودن ولی فقیه است- احیا نشود، هر کاری که بکنیم، وصلهپینه کردن است.
· شما هر لعنی که به ...... بکنید، این قدر جگر دشمنان نمیسوزد که بگویید «امام خامنهای».
·مشکلی که هست هم این است که همه میگویند «دیگران بگویند ما هم میگوییم!». اصولگراها میگویند صداوسیما شروع کند، ما هم میگوییم! صداوسیما میگوید ما که از روحانیون نمیتوانیم جلو بیفتیم! روحانیون میگویند تا مدیران ارشد نظام خودشان نگویند که ما نمیتوانیم جلوی مردم بگوییم! مدیران ارشد میگویند وقتی جوانان انقلابی هم نمیگویند، ما بگوییم و هزینه بدهیم؟! و...
· بعضی هم میگویند نگوییم چون قبلاً کسی (حشمتالله طبرزدی) این کار را کرده و سابقهی خوبی ندارد این کار در ذهن مردم! خب خوبها باید پرچمدار این کار شوند که این کار به اسم آنها ثبت شود و آن سابقه پاک شود.
·آیتالله سید محمدباقر حکیم پا میشود میرود نجف. از آنجا نامه مینویسد به «حضرت آیتالله العظمی امام خامنهای». یک هفته بعد شهیدش میکنند. آن مرد بزرگ میفهمد که باید از آنجا پیغام دهد «امام خامنهای». سید حسن نصرالله میفهمد در سختترین شرایطی که دارد، باید بگوید امام خامنهای! ما اینجا نشستهایم و نمیگوییم!
·اگر نعمت خدا را قدر ندانیم، میفرماید «انّ عذابی لشدید». روز قیامت هم آنجا ندا داده میشود که «وقفوهم انّهم مسئولون، ما لکم لا تناصَرون». هی حرف را انداختند از این طرف به آن طرف.
منبع:بولتن نیوز














